چكیده سخنرانی حجه الاسلام سالك
نهمین جلسه تفکر دینی با سخنرانی حجه الاسلام سالک با موضوع آسیب های اجتماعی برگزار شد. وی در ابتدای این جلسه به نتایج برنامه تفکر دینی اشاره کرد و گفت: ثمره حضور در چنین مجالسی در چند محیط خودش را نشان می دهد درمحیط خلوت ،خانواده ،شغلی، جامعه، حكومتی و جلساتی كه درآن صحبت از حكومت می شود.شاخصه اصلی محیط خلوت تهذیب وخود سازی است ومحرك دیگر محیط ها نیز می باشد. وفنداسیون شخصیت ما بعد از دامان پدر ومادر درمحیط آموزشی شكل می گیرد. برای مبارزه با نا بسامانی ها وافساد باید اول از خودمان شروع كنیم تا درمحیط های دیگر تاثیر گذار باشیم.
وی در ادامه به اصول انسجام در جامعه جهت مقابله با آسیب های اجتماعی مطالبی بیان داشت و اظهار داشت: مطلب عمده بحث ما تقویت هویت اسلامی وانسانی و مبارزه با بی هویتی ونقش موثر جوانان درمبارزه با آسیب های اجتماع است. منشا اختلافات در دو جهت مسائل دنیوی ومسائل اخروی دیده می شود. وی با اشاره به اینكه تجاوز ازحدود قانون برای ایجاد اختلاف از كسانی سر می زند كه می خواهند زیر بار اسلام ناب نروند افزود چنین كسانی از طرق زیرخارج از قانون عمل می كنند. دگرگونی یا منسوج كردن اصل عدالت، نوآوری وبدعت در دین، دگرگونی اصول دین، داشتن طرز تفكرمخصوص و گرایش به مذاهب خاص، رشد نا امنی وتسلط قدرت بر اوضاع ناامن وقتل وغارت ومصادره فرد دراجتماع مولود مجموعه نیاز مندی ها واحتیاجات است.
باتوجه به آیه 27 سوره هود طغیان شخصیت ها با مال حرام وتجمع ثروت از غیر راهها ی الهی، بافرمانروایان شرابخوار ویاغی وطاغی، وسرگرم ساختن مردم ساده لوح به وسیله ساختن بت ها همرا ه است.
وی در ادامه به عناصر انسجام در یک جامعه جهت مقابله با آسیبهای اجتماعی اشاره کرد و گفت: اصول منسجم دریك جامعه شامل مكتب، قدرت، مردم ومدیریت و رهبری است كه درمكتب دین، قانون واخلاق مطرح است. و امروزه در دنیا در مقابل دوازده مكتب تنها دومكتب اسلام ناب و مكتب دموكراسی لیبرال دعوت كننده به آزادی وبی دینی به چشم می خورد.
رسالت عمده جوانان دردنیای امروز داشتن شعور دینی وسیاسی است وجوان ما باید صاحب شخصیت دینی سیاسی ودارای اختیارو قدرت تجزیه وتحلیل باشد كه دستیابی به قدرت انتخاب نشانه تصاحب چنین شخصیتی است. پس جوان ما یك مدیر ومدبر باشد .
رسالت جوان در مكتب به عنوان اولین اصل منسجم در یك جامعه، شناخت قانون های تشریعی وتكوینی است شناخت احكام وقوانین زندگی ،مدیریتی ،اجتماعی، ارتباطات، ورود به مراكز علمی و..
مثلا دراخلاق، جوان باید علم اخلاق، فضایل، اخلاق، مكارم اخلاق، ملكات اخلاق وارزشهای اخلاقی را بشناسد. البته مبنای علم اخلاق اعتدال در قوه شهوت، غضب و قوه فكر واندیشه می با شد. میوه بدست آمده از اعتدال در شهوت غیرت وعفت ،درغضب شجاعت وقدرت كنترل ودرفكر واندیشه حكمت است. وجوان بااخلاق همه این میوه ها را دارد و بدون بندگی وعبودیت در پیشگاه حضرت حق محال است جوانی بتواند بااخلاق باشد. چنانكه می بینیم در غرب زن به معنی ابزار است وزن و مرد كرامت انسانی ندارند.
بنابر این اگر جامعه ای با اخلاق شود اصول انسجام در آن جامعه برقرار می شود و نظم برای افراد، جامعه و حكومت برپامی شود. فكر و بینش و منش منظم می شود. و همیشه بی نظمی با آسیب همراه بوده است و نتیجه اینكه وحدت عمل از وحدت قلب كه همان ایمان است شروع می شود و وحدت رویه را به دنبال می آورد.
سومین اصل انسجام جامعه سالم، مردم می باشند مردمی كه با یك فرهنگ ومكتب و اخلاق انسانی الهی حول محور رهبری حركت می كند و ید الواحد نام دارد . و بین آنها احزاب دیگر توان رشد ندارند .
چهارمین اصل انسجام جامعه ی سالم وجود رهبری عاقل عالم شجاع و منطبق با دین است او نقشی اساسی در جامعه و قدرت برخورد با آسیبهای اجتماعی را دارد به شرطی كه مردم از او تبعیت كنند . راهبردهای تحول كه رهبری مدبر ایجاد می كند شامل استراتژی كه آینده را روشن نشان می دهد، ترسیم خط مشی كه مقاطع كوتاه را مشخص می كند ، طرح و نقشه ی حركت، برنامه و اجرای برنامه با توجه به آموزشهایی كه دیده است می باشد .
نكته ای كه مهم است اولاً اینكه هیچ جامعه ای خواه ساده یا پیچیده از اختلافات مبرا نیست و اختلافات از نگاه دین موجب رحمت است . و دوم اینكه ما در قرن حاضر شامل تهدیدهایی در انحطاط فكری و فرهنگی هستیم و سوم رشد تكنولوژی ودست آوردهای آن هر روز به چشم می خورد . و چهارم دستهای پنهانی را در جامعه می بینیم و پنجم نقش ابزاری زنان و جوانان و شبكه های تجارت انسان را مشاهده می كنیم . و ششم فساد ، فحشا و منكرات بیداد می كند .
و تا اینجا نتیجه می گیریم تلاش كنیم جامعه را بشناسیم اصول آن را درك كنیم و به آن اصول عمل كنیم .