آیت الله صدیقی                                                               19/4/86
واذکروانعمت الله علیکم اذکنتم اعداءفالف بین قلوبکم وکنتم علی شفا حفرة من الناروانقذکم منها
امسال سالی است که موحدان، خداپرستان، موالیان بر اساس رهنمود پرچمدارجهان اسلام در زمان غیبت امام زمان، تصمیم دارند در مسئله وحدت و انسجام بیشتر تحقیق بکنند برنامه ریزی بکنند. انشاءالله ابتداء تشیع توجه به وحدت عالم دارد. خدا یک عالم خلق کرده عالم امکان گرچه دریک مقایسه آدم عالم را کثیرمی بیند آسمانی داریم زمینی داریم دریایی داریم کوهی داریم دشتی داریم ستاره هایی داریم منظومه هایی داریم ولی اگرکسی ازبالا نگاه کند همه این ها را آن چنان به هم پیوسته می بیند گویا بلکه بالاتراز گویا یک پیکراست ازیک وحدت برخوردارند. موجودات عالم انسجام دارند نظام عالم نظام واحد است سازمان یافته است به هم پیوسته است هرموجودی با موجود دیگرتعامل دارد ومجوعه این ها به صورت یک شخص اند به صورت یک واحدند واجزاء بی کران این واحد نقش اعضا وجوارح یک فرد را ایفا می کنند. حکما عرفا می گویند خدایگانه است لذا کارخداهم یگانه است عالم یکی است دوتا عالم ما نداریم عالم عالم واحد است دنیا وآخرت هم یکی است دنیا ظاهراست وآخرت باطن است انسان با بهشت ارتباطش ازاین جا برقراراست هرکسی راه واحدی رامی پیماید وبه مقصدواحدی نایل می شود من یک حدیثی راعرض کنم وجود نازنین پیغمبرما فرمودند من امتم رابه پیمودن پنج مرحله توصیه می کنم مرحله اول پذیرش (سمع)انسان رادار وجودش را فعال کند امواج علمی را بگیرد امواج عرشی را دریافت کند موج علم و معرفت و معنویت وتقوارا ازمجاری عرش خدا از پیغمبر و ائمه و عالمان راستین دائما دریافت کند متعلم باشد زگهواره تا گوردانش بجوی انسان سمعش، گرفتنش، دریافتش، هیچ وقت تعطیل نباشد. دائما این عالم جلوه فیض اللهی است نکند لحظه ای برما بگذرد فیض جدی دریافت نکنیم علم جدیدی، کمال جدیدی، معرفت جدیدی خدانکند غصه بخورد روز قیامت که عمرم را ازدست دادم لحظه ای ازعمرم را ازدست دادم وای به کسی که جوانی اش را ارزان ازدست دهد وای به حال کسی که فرصت هایش راخیلی ارزان ازدست داد خوشابه حال آن کسانی که قدر وقت وعمرخود را دانستند اول سمع است، بیداری است آن چه را که می شنویم آنچه را که می فهمیم آن چه راکه درک می کنیم این ها برای شما حسرت نباشد مثل علمای یهود نباشید مثل الذین حمل التورات ... شما مثلتان مثل مرکبی که کتاب بارش کردند نباشد شما علم را برای حرکت برای پویایی برای جهش و برای خیزش وبرای رسیدن به مقصد به کارگیرید. چراغ برای دیدن راه است دیدن راه برای رفتن راه است. علم چراغ است ازاین چراغ برای تشخیص راهتان وازاین تشخیص برای حرکتتان وازاین حرکت برای مقصدتان کمک بگیرید.
سوم هجرت است ظاهربین نباشید متهجرنباشید بلکه انسان های پیش رو پیشتاز وپیش گام انسان های دونده درمیدان های مسابقه باشید دائما درخودتان تحول ببینید. انسانی که هرروزایرادی ازایرادهای خودرا درک نمی کندعیبی ازعیوبش را کشف نمی کند این انسان انسان بیچاره ای است بیماری حسد تکبر حرص بیماری تنبلی که مقام معظم رهبری هشداردادند تنبلی وبی عاری بی کاری اینها مرض های واگیردارند تنبلی دریک خانواده اعضای خانواده را تنبل می کند. یک شاگرد تنبل در کلاس اثرمی گذارد انسان باید انسان مهاجرباشد، انسانی باشد که در حال پرواز و معراج دائم به سوی مقصد والا باشد. مهاجرکسی است که از بدیها فاصله می گیرد. مهاجرکسی است که فاصله اش با امام زمانش را کم می کند. هجرت یعنی شناخت امام. کسی که معرفت به امام زمان ندارد درجبهه هجرت هیچ سودی ندارد و کسی مجاهدنباشدکاسب نیست و کسی  که کاسب نباشد عاقبتی ندارد سودی ازعمرش نبرده است.
 چهارم جهاد است اگرشما قدرت گیرایی و استعداد و پذیرشتان و استفاده ازتجارب دیگران دروجودتان به حمدالله فعال است و اگر آموزه های خودتان و اگرشکوفایی شما تحول ظاهری نیست بلکه دلتان روحتان جانتان روز به روزنورانی ترمی شود و با هر نمازی که می خوانید می بینید یک قدم به خدا نزدیک شدید گناهتان ریخته شد و با این نمازتان پاک شدید اگراین هجرت راخدابه شما عطا کرد حالا این سرمایه نگه داری می خواهد. حالا انقلاب کردید تحقق انقلاب خون می خواهد ایثارمی خواهد خون دل می خواهد صبرمی خواهد استقامت می خواهد ولی انقلاب گوهری است که نگه داری اش مثل تحقق اولیه اش است جهادشما نباید مقطعی باشد شما دائما زندگی راسنگر بگیرید زندگی را جبهه ببینید شما دائما دشمن دارید تا زنده اید آفت دارید وقتی مرده باشید دیگردفاعی ندارید ولی اگرزنده اید بدانید که موجودزنده دائما آفت دارد وباید با آفات حیاتش دائما درگیرباشد وشما باید هرگز این سنگررارها نکنید.
مرحله آخر جماعت. جماعت دردرجه اول فکراست وجود خودت را واقف کن، تو خودت تجزیه شده ای شیاطین، دلت را تقسیم کرده اند. هرگوشه ای از دلت یک شیطانی نشسته است دلبرهای مختلفی داری مگرچند دل داری که این همه دلبر داری؟ خودت را جمع کن این قدر پراکندگی این قدراسارت این قدر زنجیرها همان گونه که عالم درعین کثرت یک مجموعه است. این مجموعه هایی که درآسمان به صورت منظومه اند فلا اقسم ... قسم می خورم به آن چه که شما با چشمهای مسلح وغیرمسلح می توانید آن را ببینید وآن چیزهایی که برای شما نامرئی است به همه این ها قسم خورده است همه این ها جمعند پراکندگی ندارند همه این ها یک مجموعه اند یک حقیقتند شما باید وجودتان مثل منظومه ها یک قطب داشته باشید یک دل داشته باشید سلطان بدن عقل انسان است قلب انسان است سلطنت اوباید سلطنت واحدی باشد نباید ملوک الطوایفی باشد. چرا حواس پرتی، چرا موقع نماز تمرکز نداریم، چرا موقع مطالعه نمی توانی حواست را جمع کنی، چراشب ها بیداری می کشی فردا سر امتحان چیزی یادت نمی آید وجودت چرا پراکنده شده حواست کجاست ازخودت شروع کن. وحدت باید ازدرون شما بجوشد تا شما خودتان وجود واحدی نباشید نمی توانید درمجموعه ها ی خارج خودتان وحدت ایجاد کنید. اول جمع درون است
 ای صد دله دل یک دله کن        مهردگران رابه دل خودیله کن
این عالم که وحدت دارد براساس قطب واحدی وحدت دارد منظومه ما سیارات با اقمارشان دوریک خورشیدند یک محوردارند و وحدتشان وحدت حقیقی است وحدت تصنعی نیست وحدت قراردادی نیست وحدت مصلحتی نیست وحدت تکوینی است جذب عینی است. وجودها هم دیگرراجذب می کنند این جاذبه ای است که خورشید دارد این جاذبه ای است که قطب هرموجودی نسبت به اقمارخودش دارد این وحدت را درست کرده جاذبه ها جاذبه های وجودی است. پس توجه به وحدت عالم و توجه به رمز وحدت عالم که جاذبه قطب کائنات ایجاد وحدت کرده این باید برای شما یک کلاس وحدت باشد یک دانشگاه وحدت باشد. بعداز آنی که خداوند متعال عالم را واحد معرفی می کند و ما را به وحدت عالم توجه می دهد خداوند متعال مجموعه آدمیان را توصیه می کند که باهم سازش کنند با یکدیگر ناهماهنگی نداشته باشد یا ایها الناس ادخلو... مومنین، ای همه توده های آدم ها ای انسان ها فطرت شما جنگ نمی خواهد نفرت نمی خواهد فطرت شما وحدت می خواهد الفت می خواهد انسان را انسان نامیدند چون قادربه انس است انسان از تنهایی رنج می برد انسان از داشتن دشمن همواره ناراحت است. باید این جمله شیخ حسن علی اصفهانی که از مفاخرجهان بشریت است باید با آب طلا نوشت و در تمام خانه ها تابلو کرد. ایشان به مرحوم آخوند همدانی فرموده بودند مرنج ومرنجان این جمله را به وجود مرحوم آخوند ملاعلی همدانی رضوان الله تعالی علیه محقق کرده اوصورت فعلی آخوند شده بود مرنج ومرنجان .انسان فطرتا می خواهد از کسی رنجش نداشته باشد فطرتا هم نمی خواهد کسی از او برنجد. آدم نمی خواهد به کسی نیش بزند و نمی خواهد نیش ازکسی دریافت کند انسان تشنه مهراست این مهرورزی که شعار رییس جمهورمومن ومکتبی ماست این شعار دین ماست لذا در روایات ما منشا این جمله مرحوم شیخ علی نخودکی اصفهانی که آمده امام حسن عسگری (ع) فرمودند همسایه خوب آن کسی نیست که همسایه اش اذیتش نمی کند بلکه همسایه خوب آن است که اذیت همسایه اش راتحمل کند اگر این جورشدید شما خوبید والا خوبی شما خوبی عکس العملی است هیچ کس به شما اذیت نمی کند. شما خوبید این که هنرنیست هنراین است که شما درمیان انسان های ناهنجار، محیط ناهمگون، خط خوبی ازصفا و محبت را ازدست ندهید مرنج ومرنجان. پیغمبرخدا از کفار هم نمی رنجید کفاری که بر سر آن  بزرگوار خاکستری که در آن آتش بود می ریختند گاهی پیغمبرکه عبورمی کردند خاکستری که برسرشان می ریختند ودرآن آتش بودبدن پیغمبرمی سوخت. گاهی مسیرپیغمبر را پر خار می کردند. گاهی پیغمبر از مسجد می آمدند خانه، پای مبارکشان خونین بود همین کسی که این جورپیغمبررا اذیت می کرد پیغمبر تا به ایشان گزارش دادند این مریض شده چه بسا خیلی ها هم خوشحال شدند که شرش ازسرپیغمبرکم شده است. پیغمبرفرمود مریض است برویم به عیادتش ایشان دق الباب کردند صاحب خانه صدا زد کیست که در خانه را می زند حضرت نام مبارک خودشان را بردند تعجب کرد خیال کرد او آمده است از موقعیت استفاده کند انتقام بگیرد گفت چکار آمده ای درخانه ما. حضرت فرمودند شنیدم مریضی آمدم به عیادتت. این نمی تواند بشر را دشمن خودش ببیند. این نادانی است، این حجاب جهالت است، این پیغمبررا درک نکرده است چیزهایی که خدا دروجود پیغمبربرای اوقرارداده برای دنیا و آخرتش این را نفهمیده این قدر پیامبر باید تحمل داشته باشد که این آدم خام پخته شود و اوهم اشهد را گفت وجزء یاران خاص حضرت قرارگرفت. ادخلوبالسلم کافه نه با اهل کتاب بامشرکان هم ازموضع انسانی برخورد کنیم وجود نازنین امیرالمومنین در مسیری که عبورمی کردند با کافری همسفرشدند وباهم که رفاقت کردند حضرت فرمودند شما کجا می روید. گفت من مدینه می روم شما به کجا. اوگفت من به یمن می روم آنها به طرف یمن می رفتند کافر دید حضرت با اومی آید گفت مگرشما نگفتید به مدینه می رویدچرا با من می آیید حضرت فرمودند چون دین ما و پیغمبرما دستورداد باهرکه همسفر بودید تنهایش نگذارید او راهمراهی کنید من به حکم دینم تو راهمراهی کردم تا احساس غربت نکنی اوهم همانجا اشهد را گفت ولایجر منکم شنئان قوم... اعدلوهو اقرب... بدی دیگران شما را طوفانی نکند شما در زندگی عکس العملی زندگی نکنید شما اثرگذارباشیدشما خودتان نقش ایفا کنید منتظر نباشید دیگران مسیرشما را تعیین کنند وتا حرف بد شنیدید غضب نکنید آرام باشید متین باشید چون کوه استوار و محکم باشید تا بتوانید طوفان ها را تحمل کنید طوفان کفار را، طوفان مشرکین را این دستورکلی که پیغمبر گفتند درصلح حدیبیه این مدارا را کردند وحدت بین کفارمکه ومومنین مدینه. برای اولین بار یک عهدنامه بین آنها و مسلمانان نوشته شد روابط بین الملل را قوی کنید، پرجاذبه تنظیم کنید، سفارتخانه بگذارید، آدم های لایق وشایسته درسفارت خانه ها بگذارید تا بتوانند جاذبه پیغمبرتان را به جامعه معرفی کنند دلها راشکارکنند.
 دستوربعدی همین طورپله پله وحدت عالم، وحدت جهان بشریت، روابط بین الملل، حالا وحدت جهان توحید، وحدت یااهل کتاب قل تعالوا الی کلمة سواء بیننا... این منشور نامه ازیهودیها ازمسیحی ها ونصاری دعوت می کند ما مشترکات باهم داریم شما خدارا قبول دارید شما پیغمبران را قبول دارید در این جهت ما باهم مشترکیم بیایید دراین جهت اشتراکی دست به دست هم دهیم در برابرآن هایی که باما نیستند این خط وحدت را حفظ کنیم این مشترکات را زیرذره بین قراردادن برجسته کردن و گروههای مختلف را به این امرمشترک دعوت کردن واین جا به هم رسیدن وباهم بودن این منشورتوحیدی جهان توحیدازدیدگاه قرآن کریم واسلام است. ازاین که بگذریم می آییم درخودی ها ما درمجموعه مومنین، بچه های یک پدرومادریم، زیریک خیمه ایم سریک سفره ایم اناوعلی ابواهذه الامه پیغمبرهمه ما را به فرزندی قبول فرمودند من گاهی به مومنین گفتم گاهی خودم هم گیرمی کنم همه امیرالمومنین داریم جسارتا عرض کردم بابا علی ، گاهی هم خیلی کارد به استخوان می خوردمیگویم مادریافاطمه، حضرت زهرامادرماست شما امت پیغمبرید شما یک بابا دارید دریک خانه اید شما سرسفره حضرت زهرایید شما اصلا خمیره تان باهم یکی است شما درجایگاهی قراردارید که مقربان به شما نظردارند پیغمبربه شما نظردارد امیرالمومنین نظرش به شماست ائمه اطهارشما را تماشا می کنند چون پدر واقعی دارید پیغمبر خدا پدر ولایی و تکوینی و معنوی شماست پدرشخصیتی شماست. شخص ما ازپدران نسبی مان متولدشده وساخته شده دامان مادر و دست تربیت پدران هستیم جسم ما با زحمات پدر و مادر نسبی مان رشد کرده، نموکرده است. چقدر پدر و مادرخون دل خورده اند تاجوان شده ای وبعضی آنها را به حساب نمی آورند. وقتی پدرمی شوید بچه هاتان به شما بی احترامی می کنند آن وقت می فهمید چه فرصتی را ازدست داده اید. محبت به پدر، احترام به مادر،چه در رحمتی است، چه قدر مبارک وپربرکت است این قوامیت پدر. در یک منزل چه قدر جلوآسیب ها را می گیرد وحدت اساس خانواده، به وحدت مدیراست اسلام مدیریت رادرداخل خانه تحکیم کرده الرجال قوامون علی النساءرمز وحدت است رمزپیشگیری ازمتلاشی شدن یک خانواده است انسجام داردایجادمی کندهرکلاسی که مدیرندارد بچه های کلاس روی سر و کله هم می زنند هر زمانی درمحیط اداری که مدیرندارد آن ها گسسته می شوند اسلام خانواده را یک اساس یک کانون قرارداده مدیر می خواهد تاوحدت خانواده حفظ شود این سرپرستی پدراین حرمت وقداست مادرنه تنها شما را ازگرگها حفظ می کند،عواطفتان شکوفا می شود، خودسازی می کنید. بچه تحصیل کرده دختر فارغ التحصیل دانشگاه  دکتری گرفته  مادر بی سواد خودش را آن چنان احترام می کند که گویاملکی را دیده است آن چنان ستایش می کند. اودارد خودش را بالا می برد وهر کسی خدارا ازیاد برد و تکبرکرد خدا او را زمین می زند وخودتان را پایین بیاورید تاخدا شما را بالا ببرد این ها رموز وحدت است. اینکه خانواده امروز این قدربی پایه شده برای اینکه قداستها ازبین رفته است مدیریتها بی پایه شده رموزوحدت وپایه های انسجام ویران شده است. ازاین رواین همه بچه های طلاق، این همه ضعف اعصابها، این همه کم ظرفیتی ها، این ها مال نادیده گرفتن اصول وحدتی است که قرآن کریم درمیان مومنین خواسته که باشد. واما ازنظرروحی، ازنظرشخصیتی، ازنظرعرفانی، ازنظراخروی پدرما رسول الله است. ماهمه در دامن پیغمبر رشد می کنیم که مادر پیغمبرما هم حضرت زهراست ما پدربزرگی داریم ما مادری داریم که هیچ مادری درروزگاربه پای مادر امت اسلام نمی رسد. فاطمه مادراست وآن پدر پدرامت است وچون پدر و مادری واحد داریم انماالمومنون اخوه ملاحظه می فرمایید ازکجاشروع شد از وحدت عالم، وحدت آدمیان جهان بشریت، وحدت اهل کتاب، موحدین، وحدت جامعه اسلامی یاوحدت یک سرپرست، یک پرچمدار، یک رهبر، یک روح، یک جان، یک محور و یک حقیقت الحقایق که وجود نازنین پیغمبر ما و حضرات ائمه که همه یک روحند و این یک روح درجای جای زندگی ما سایه دارد ما چیزی ازامیرالمومنین در وجودمان داریم، یقین بدانیم هرکسی علی رادوست دارد ازحقیقت علوی ازنورانیت ولایت امیرالمومنین نه درلفظ دروجودش چیزی هست. لذاهیچ شیعه ای هرگزازامیرالمومنین نمی تواند جداشود خود مولا در نهج البلاغه دارد که لوضربت خیشوم المومن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی من با این شمشیرخودم اگر دماغ مومن را بزنم که بامن دشمن شود دشمن نمی شود. دست دزد را آقا برید وقتی ازمحضرعلی بیرون آمد آن مرد منافق خواست جریان تبلیغاتی برعلیه علی بزند گفت این قدر دم ازعلی می زنی این ها را ببین ضد انقلاب را دیدی این ها که کارکردند این ها اینجوری بود شما دنبال این ها می روید. ببینید تاگفتند دستت راقطع کرد تا آن راشنید یک دنیا عظمت از خود نشان داد ایمان ازخود نشان داد گفت: قطع یدی سید الوصیین ...علی بی ابی طالب این ها ارتباط قراردادی نیست مثل ارتباطی است که مادر با بچه خود دارد این شناسنامه ای نیست این مصوبه کابینه نیست این راخدا این دوروح راازنظرتکوینی مرتبط قرارداده امواجی که ازمادرپخش می شودروح را آرام می کند هیچ موجی مثل موج مادربچه را آرام نمی کند. هیچ موج دیگری جای موج مادر را نمی گیرد که آن جمله ای را که درکتاب مغز متفکرشیعه آلمان ها ازامام صادق نقل می کنند که اگر مادرها بچه ها را به طرف کف سینه بخوابانند اینها تجربه کردند دیدند آرامش بخش ترین آهنگ این تیک تیک قلب مادر است. بچه را آرام می کند. اینها تکوین است قرارداد نیست این جورنیست که اگرکسی امضاکرد مثل ریاست باشد و به خاطردلخوشی آقا ریسش قرارش داده باشند فرداهم که عزلش می کنند هیچی برایش باقی نمی ماند. مادری را خدا قرارداده تکوینی است، ولایت امیرالمومنین و شیعیانشان مثل ارتباط  و به مراتب بالاتراز ارتباط پدرومادر با ماست مومنین باهم برادرند چون پدرواحدی دارند باباشون امیرالمومنین وحضرت رسول است هریک ازامامان ما حضورتکوینی درعالم تکوین دارند خصوصا برای شیعیان حضورخاص دارند این دوآیه در قرآن فسیری الله عملکم ورسوله والمومنون پیغمبرشما را می بیند پیامبر و ائمه شما را می بینند این رویت رویت تکوینی است یعنی حاضرند پیش ما. آن حضوری که مادر از فرزندش دارد مثلا فرزندش مسافرت است یک مشکلی آنجا پیش می آید این جا مادر دلش شورمی زند این کدام راداراست. این تکوین است، این حضور است، که ضعیفش را به مادر داده و قویش را خدا به پیامبر و امیرالمومنین و ائمه اطهار داده. وای به حال  کسی که به اختلافات دامن بزند وای به حال کسی که جهنم نفاق را مشتعل کند. من آیه ای راکه درآغازسخنم حضورتان تلاوت کردم می خوانم واذکروا نعمت الله علیکم ... ازنعمتهایی است که خدامنت می گذارد اذکر و...بیاد بیاورید نعمتهای خدارا، یاد بیاورید کدام نعمت، اینکه شما دشمن بودید، همدیگر را نمی توانستید جذب کنید مرده بودید خاصیت مرده این است که آدم را دفع می کند. هرمرده ای دافعه دارد جاذبه ندارد این که شما برای امام رضا (ع)جان می دهید کبوترحرم امامانتان هستید برای اینکه آنها نمرده اند. مرده دافعه دارد مرده را نمی توان نگه داشت کانون میکروبهاست اما زنده حیات دارد حیات کامل است نشاط  دارد، عاطفه دارد، جاذبه دارد، احسان دارد، تعاون دارد، هزاران برکت دراین حیات است استجیبوالله ولرسول اذادعاکم لما یحییکم بیایید اجابت کنید خدا و رسول را. می خواهد شما رازنده کند ظهورحیات در وحدت است و ظهور مرگ در تفرقه است جامعه ای که متفرق است مرده است وجامعه ای که باهم باشند جامعه زنده اند. براساس بینش قرآن کریم اذ کنتم اعداءشما دشمنید چه کسی دلها را به هم پیوند داد فالف خدا تالیف کرد، خدا رشته محبت را دراین دلها به هم پیوند داد کنتم علی شفا حفرة اختلاف «شفا حفره» درآن لبه ایست، پرتگاهیست که آدم لیزمی خورد و درگودال آتش می افتد. آن لبه شفاحفره است ملتی که هوای هم را ندارند همدیگر را تحمل نمی کنند پدر و مادری که بچه ها را تحمل نمی کنند بچه هایی که هم را تحمل نمی کنند خانواده ای که پدر را تحمل نمی کنند مرگ بر اینها می بارد اینها زنده نیستند ولایی نیستند اینها از پدرشان رسول الله قطع رابطه کرده اند آنها بچه های یک خانواده نیستند اگرپدرتان رسول الله است وامیرالمومنین است اگر مادر روحی و معنوی شما حضرت فاطمه و خدیجه کبری است دلیلی ندارد این قدر شما کم ظرفیت باشید و نتوانید هم را تحمل کنید.  
 
پرسش و پاسخ
1- راههای رسیدن به وحدت در وجود خودمان را بیان فرمایید.
وجود ما وجود واحدی است خدای متعال درباره انسان اولی فرموده «ونفخت فیه من روحی» در مورد ما نیز فرموده «ثم انشأناها خلق اخر فتبارک الله احسن الخالقین» ما حقیقت واحدی هستیم. این دستوراتی که دین به ما داده و ما را توصیه به تقوا کرده، هر مقدار ما در برابر فرمانهای خدای واحد خضوع نشان داده ام و هر قدمی که به شرع مقدس نزدیک می شویم یک قدم از تعلقات نفسانی دور می شویم و به حقیقت واحد خودمان نزدیک می شویم. لذا تنها راهی که عرفای فقیه ما از مرحوم آقا سید علی شوشتری اعلی الله مقامه الشریف تا امروز که آیت الله بهجت که آخرین حلقه آن سلسله است و انشاءالله خداوند ایشان را تا ظهور مولامان حضرت مهدی نگدارد اینها برای یافتن خودمان، خود برزخی مان، خود مثالی مان، خود عقلی مان تنها راه را مراقبت می دانند مراقبت بر ترک گناه، مراقبت بر ترک غفلت. آدم گناه نکند و غفلت هم نداشته باشد. این مراقبه سبب می شود که انسان به تدریج قدرت تمرکز پیدا می کند. البته فرمولهایی هم داریم هم فکر، هم عبادت و هم ذکر. هرسه در کنار هم هست ولی «تفکر ساعه» خیلی مهم است «من عباده سبعین سنه». انسان هفتاد سال عبادت کند یا یک ساعت با خودش خلوت کند. این تمرین تفکر و توسعه دادن خلوت با خود به تدریج سبب می شود انسان روح خودش را بیابد سبب می شود. این راهی است که برای همه میسر است نه اینکه فقط برای عرفا مقدور باشد. هر کسی راه پرهیز از تعلقات هوس آلود را پیش بگیرد و با خودش خلوت داشته باشد خدای متعال حجاب ها را کنار می زند و وحدت وجودش را به او نشان می دهد انسان خودش را واحد می بیند نه خودش را واحد می بیند که خودش را همه عالم می بیند. هر آن که دانش برد توشه ای جهانی است بنشسته در گوشه ای . این در بعد ذهنی اش هست ولی فراتر از این وجود دارد که آقا سید احمد کربلائی  و آقاسید جمال گلپایگانی در این تخت فولاد خاطراتی دارد مکاشفاتی دارند. اینها به یک جایی رسیده بودند که همه عالم را خودشان می دیدند خورشید از خودش بود ماه از خودش بود انسان وجود منبسطی می شود که همه عالم را روح انسان فرا می گیرد که مرحوم آقا سید احمد کربلائی از آن حقیقت به روح اسپبهدیه یاد می کند. بندگی خدا منشا خوبیهاست که بالاترین خوبیها وحدت است آدم به وحدت عالم می رسد و خودش را واحد می بیند.
2- ما بعد از پیامبر شاهد ظلمهایی به اهل بیت بودیم وحدت ما با اهل سنت چگونه خواهد بود؟
ما هم وحدت واقعی داریم هم وحدت تاکتیکی داریم. بسیاری از اهل سنت از واقعیات اطلاع ندارند. معاویه نامه ای از شام به امیرالمومنین فرستاد. پیکی که از شام نامه را می آورد قلبش مالامال از بعض امیرالمومنین بود لذا رسیدن همان و اعمال خشونت و بی ادبی و رذالت کردن در مقابل امیرالمومنین و شروع کردن به فحش دادن. یاران امیرالمومنین خواستند ادبش کنند امام مانع شدند فرمودند دلش پر است بگذارید خودش را خالی کند. درست میدان داد که خودش را خالی کرد آنگاه چندتا سوال و جواب کرد. دید آن ذهنیتی که از علی(ع) داشت اصلا یک شخصیتی دیگری است آنی که به خوردش دادند علی نیست که اینجا می بیند آنی نیست که معاویه به او گفته است. لذا او دیگر نزد معاوینه برنگش و پیش امام ماند و از شیعیان خالص علی(ع) شد. موسی بن جعفر وارد یک باغی شدند که از یکی از فرزندان عمر بود. تا حضرت وارد شدند شروع کرد به طعنه زدن و نق زدن که مزرعه مرا خراب کردی، علوفه دامم را از بین بردی. حضرت هم در متانت رفتند و سلام کردند و خداقوتی گفتند و فرمودند اگر این مزرعه شما حاصل بدهد چقدر گیر شما می آید عرض کرد فلان مقدار. باز فرمود: این که من پا گذاشتم چقدر ضرر کردی گفت فلان مقدار. حضرت پول کل حاصلش را داد. او همانجا به پای حضرت موسی بن جعفر افتاد و گفت «الله اعلم حیث یجعل رسالته». چون اینها غالبا جاهلند و ما هم برخوردی با اینها نداشته ایم که ما را معرفی کنند. شما در جهان اهل سنت بروید می بینید که امام فقط دل شیعیان را نبرده است بلکه خیلی از جوانهای اهل سنت مرید امام هستند. حتی برخی از اهل سنت گفته اند تشیع اگر این است که آقا سید حسن نصرالله دارد ما هم شیعه ایم. خوب اینها در پشت دیواری از تبلیغات علیه شیعه قرار گرفته اند و اکثر قریب به اتفاق شان از روی عدم اطلاع با ما عناد و برخورد دارند وحدت ما با اینها وحدت واقعی است اما یک عده ای با ما آگاهانه عناد دارند که وحدت ما با اینها وحدت تاکتیکی است.
3- عوامل تفرقه و اختلاف در کشور ما چیست؟
در یک جمله «حب الدنیا راس کل خطیئه». چون همه دنیا را می خواهند تنازع پیدا می شود. اگرتعلقش را به مطامع دنیا کند گرایشش به وحدت قطعا بیشتر می شود و مساله دیگر فاصله گرفتن از محور و قطب جامعه است. من گفتم خداوند عالم را تک قطبی آفریده است وحدت منظومه ها به وحدت قطب و هسته مرکزی شان است. وحدت الکترون های اتم به وحدت هسته مرکزی شان است. و هر قدر از این هسته مرکزی این سیارات و اقمار اطراف فاصله بگیرند از وحدت فاصله گرفته اند. تضعیف ولایت موجب تفرقه است. هر جا مرکزیت و تمرکز آن نقطه محوری را تقویت کردید انسجام بیشتر می شود هر چه نفوذ او را کم کنید مثل خانه ای است که جوانهای مختلفی در خانه هستند و پدر را قبول ندارند از هر دری آوازی می آید و هر کسی سازی دارد اما اگر مدیر قوی متنفذی بود هر کسی سر جای خودش قرار می گیرد تا به امروز نفوذ رهبری در زمان امام و تا زمان حال آنی که مملکت ما را در مقابل این سیاسیون خطرناکی که مورد حمایت آمریکا هستند حفظ کرده است.
4- چکار کنیم که حضور قلب در نماز داشته باشیم و برای نماز شب توفیق داشته باشیم؟
پناه به خدا می بریم دردی است که در جامعه ما شایع است. راس همه دواها نماز است. «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» و روح نماز به حضور قلب است و آن اکسیری است که کم گیر می آید. اما چه کنیم که این درد ماست و درمان آن چیست؟ درمانش امور مختلفی است یک مرتبه تمرکز حاصل نمی شود. مثل تمرکزی که مرتاضی بدست می آورند و قطار را متوقف می کنند دفعتا این را پیدا نکرده است خیلی تمرین کرده تا به این نتیجه رسیده است. ما هم باید تمرین کنیم اول مراقبت و استمرار بر ترک گناه است که خودش تمرکز و تمرین می خواهد. مراقبت بر نماز اول وقت باز تمرین دوم است. خود ترک گناه واقعا توجه وتمرکز می دهد که انسان دائما آفت شناسی کند دشمن شناسی کند گناه شناسی کند و از آن خودش را کنار بخشد. درباره نماز اول وقت آقاشیخ حسنعلی می فرمود آن چیزی که آدم را عاقبت به خیر می کند نماز اول وقت است. نماز اول وقت یک ریاضت مشروع است که انسان خود را از همه چیز قطع می کند و می آید در محضر خدا و نماز را به جا می آورد. مطلب بعدی مقدماتی است که نماز دارد که لباسش پاک باشد بدنش پاک باشد آقایان بدون عبا نماز نخوانند و خانمها بدون پوشش سرتاسری نماز نخوانند. اینها اهمیت دادن به نماز است اینها احترام کردن به نماز است مثل یک لباس فرمی که برای احترام شخصیتها می پوشند اینها روی حساب است حالت روحی روانی دارد. انسان که نماز را خیلی مهم می داند جای مخصوص دارد جانماز مخصوصی دارد لباس مخصوص دارد عطر می زند عبا می اندازد. شما نشان بدهید که با یونیفرم مخصوص پیش خدا می روید. مساله بعدی توجه به حقیقت و اسرار نماز است این کتابهایی که نوشته مخصوصا کتاب اسرار الصلوه آقا سید جواد ملکی تبریزی که به فارسی ترجمه شده است و ترجمه اسرار الصلوه مرحوم شهید که خیلی ساده و قابل فهم است هر دو هم اهل بودند آنها نویسنده نبودند آنها جوشش وجودی خودشان را تو قلم آوردند یک قطره را از دریا آوردند. خیلی ها اخلاق نوشتند خودشان بهره ندارند خیلی های اخلاق درس می گویند اما خودشان اخلاق ندارند. ولی این دو هر دو خودشان اهل بودند و در نماز حضور قلب داشتند. آداب الصلوه و سرالصلوه حضرت امام خیلی رموز دارد و خیلی سنگین است بدون استاد خیلی مشکل است لذا من خیلی اصرار ندارم اما کتاب اسرار الصلوه آقای ملکی تبریزی و شهید برای شما مناسب و قابل هضم است و انشاءالله از آن استفاده کنید. توجه به معانی نماز هم خیلی مهم است. آقای بهجت یک چیزی هم فرمودند. فرمودند اگر دیدید حضور قلب تان نمی آید قبل از آن که نماز را شروع کنید یک توسلی بکنید. همین توسلی که مال تخت فولاد اصفهان است و امام زمان به یکی از علما گفتند. سفر شما طولانی است هنر شما نیست توسل بکنید. بگویید یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی. آقا من نمی توانم این گردن را بالا ببرم معراج است می خواهم دنبال پیامبر تا پیش خدا بروم من کیم من چه نیرویی دارم.
 5- حضرت عالی فرمودید عالم یکی است منظور از رب العالمین چیست؟
از یک جهت وحدت است از یک جهت کثرت است. کسی باطن را ببینند روح واحدی است و یک وحدت است. کسی ظاهر را ببیند بدن چشم است و گوش است و اعضاء مختلف و لی اگر کسی روح را ما دریابد می ببیند همه اعضای جنود یک حقیقتند.
 
 
 
 
 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.