بسم الله الرحمن الرحیم
وحدت یک اصل ابدی و همیشگی است که می توان گفت آرمان همه انبیاست
به مناسبت سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی، با حجه الاسلام بهشتی نژاد مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اصفهان به گفتگو نشستیم و از لسان گرم ایشان زوایا و چرایی این نامگذاری و دلایل اصیل دینی این امر حیاتی را از دیدگاه آیات و روایات جویا شدیم که جهت استفاده شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.

چه ضرورتهایی باعث نامگذاری امسال به نام سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» از سوی مقام معظم رهبری شد؟
بسم الله الرحمن الرحیم- قال الله الحکیم فی کتابه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و اذکروا نعمه الله علیکم ان کنتم اعداءً فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها»
مساله اتحاد ملی و انسجام اسلامی و این تیتر زیبایی که از جانب رهبر معظم و حکیم انقلاب برای سال جاری انتخاب شد اولا اینکه امسال به این سال نام نامگذاری شد هرگز معنایش این نیست که جریانی مربوط به یک سال خاص است مثل اینکه سالهای قبل هم گاهی به نام مبارک امیرالمومنین(ع) نامگذاری می شد گاهی به نام مبارک سیدالشهداء(ع) و سال گذشته به نام مبارک پیامبر اعظم(ص) نامگذاری شد کما اینکه خود رهبر معظم هم درمورد پیامبر بزرگوار همین معنا را مطرح کردند که همه سالها متعلق به پیامبر(ص) هست لکن برای اینکه چشم انداز سال برای جامعه مشخص و مسیر حرکت آنها تبیین شود این فلشها و این تابلوها و این نامگذاریها انجام می گیرد که جامعه و این کاروان عظیم ارزشی که را افتاده همچنان با آن اصول و ارزشهای متعالی راهش را ادامه دهد منتها اینکه هر سال به یک نامی هست قطعا در این ایستگاههای حرکت و مسیرهایی که پیش می آید به لحاظ صف آرایی های دشمنان اسلام و تاکتیک ها و روش های ویرانگری که آنها در هر زمان برای خودشان انتخاب می کنند جامعه اسلامی باید با هوشیاری و آگاهی کامل بتواند این ترفندها را شناسایی بکند و پیشاپیش راههای دفع و رفع آن را بیاموزد و پیش بینی کند و بدیهی است که رهبری نهضت که قلب تپنده ی نهضت الهی و نظام اسلامی و عقل هوشیار ملت و مرکز توجه همه افکار هست و همه انتظار دارند از حنجره ی او و از بیان و بنان او و از قلم و تدبیر او بتوانند راه حرکت را انتخاب بکنند و بیاموزند. ضرورتهایی که ایجاب کرده امسال از سوی رهبر معظم انقلاب به نام «اتحاد ملی وانسجام اسلامی» نامگذاری شود، چند جهت است خود اتحاد ملی و انسجام اسلامی یک اصل قاطع است برای همه زمانها و همه سالها، ولیکن حرکت موذیانه و ویرانگر دشمن که در سالهای اخیر تلاش کرده به بهانه های مختلف اقوام ایران را که دارای  گویش ها و نژادهای مختلف هستند و دارای شرایط منطقه ای و مرزی خاص خود هستند اینها را تحریک بکند و هر روز با یک داعیه ای به خیال خام خود این گروهها را با یک مطالبات علیه نظام اسلامی بسیج بکند. این نامگذاری از سوی رهبری برای توجه دادن همه قشرهای کشور است که زیر پرچم اسلام هستند همه کشور را مال خودشان بدانند. این مملکت کهن و با پیشینه نورانی مربوط به خودشان هست. این وحدت جغرافیایی و دینی و وحدت آرمانی سبب می شود که اینها با هم باشند در عین حالی که تفاوتهای منطقه ای دارند اما همه وابسته به یک مکتب، به یک آئین، به یک آرمان و همه کاروان یک نهضت و یک انقلاب هستند. در بحث انسجام اسلامی هم مقصود این است که تمام کشورهای اسلامی به حکم آیات قرآن وبه حکم روایات اسلامی اینها باید اعتصام به حبل الله بکنند، به ریسمان الهی چنگ بزنند و با قرآن و مکتب نورانی اسلام بتوانند دربرابر دشمنان یکپارچه ی قسم خورده علیه اسلام متحد و منسجم شوند بنابراین شعار از متن قرآن، از متن دین، از یک واقعیت طبیعی کشور که هم مربوط به گذشه و هم مربوط امسال و هم مربوط به آینده است نشات گرفته ولی اینکه امسال نامگذاری شده به خاطر دو جهت است یک اینکه هر سال باید یک مشعل فروزانی به عنوان نماد حرکت انتخاب شود دوم حرکتهای موذیانه ای که دشمن به خصوص در سالهای اخیر به عنوان یک ابزار باسابقه و نه پوسیده می خواهد استفاده کند و به بهانه قومیتها و اختلافات فرقه ای بتواند نیروهای خودی را به جان هم بیاندازد و به جای اینکه اینها در برابر دشمن با هم یک صف باشند و همه نیرویشان را علیه دشمن بسیج کنند خدای ناکرده به خاطر جهالت و نادانی صرف تخریب یکدیگر بکنند. این جهاتی است که برای راز نامگذاری امسال به نام «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» به ذهن می رسد.
اهمیت این نامگذاری تا چه حد استراتژیک یا مقطعی است؟
البته ما شکی نداریم که اسلام تاکتیهای موقت را دارد در موقعیتهای مختلف شیوه های موقتی که بتواند موقتا دشمن را زمینگیر کند و جامعه اسلامی را یک گام به جلو ببرد اما در مورد وحدت اینطور نیست. چون وحدت یک اصل ابدی و همیشگی قاطعی است که می توان گفت آرمان همه انبیاست. چون قرآن فرموده «کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فی اختلفوا فیه.»   
همیشه اختلاف ویرانگر بوده و وحدت باعث طراوت دلها و انسجام ملتها بوده است بنابراین ما هرگز به دید یک تاکتیک به آن نگاه نمی کنیم ولو حرکت دشمن تاکتیکی است اما مو      ضع ما یک موضع استراتژیک و همیشگی و یک اصل لایتغیری است که از دیرزمان قرونی بر این حرکت زیبای اسلامی گذشته است که با وحدت، ملت اسلام می تواند آرمانهای خودش را با این عنوان که ملت ید واحده باشد انجام دهد و هر گونه اختلافی که باعث شکستن این قدرت و اقتدار باشد ضد ارزش است. وقتی که ما می بینیم وحدت در همه جا کارساز و اختلاف در هم جا آتش سوزان است نمی توانیم به آن به دید تاکتیک و موقت نگاه کنیم بلکه به آن به عنوان یک جریان اصیل و استراتژیک کلی که خط اصیل اسلامی را ترسیم می کند نگاه می کنیم.
محورها و معیارهای وحدت اسلامی را از دیدگاه قرآن بیان نمایید؟
قرآن یک دیدگاه بسیار روشن، زیبا و جامعی دارد که دو ادعای ایجابی و سلبی است. در مورد ادعای سلبی اش معتقد است که به رغم اینکه کفار گاهی کنار هم قرار می گیرند اینها وحدت واقعی ندارند ممکن است اینها به صورت صوری، تاکتیکی و موقت بر حسب منافع مادی کنار هم قرار بگیرند و لیکن با کمترین حادثه ای به جان هم بیفتند. چون ملاک و شاخص و الگویی برای وحدت ندارند و در وجودشان غرایز طغیانگری وجود دارد که آن غرایز نمی گذارد که اینها به منافع یکدیگر فکر بکنند و حاضر باشند گذشت و ایثار بکنند و اگر گاهی کنار میز مذاکره می نشینند به تعبیر امام راحل(ره) که سابقا شوری بود ایشان می فرمودند آمریکا و شوروی مثل دو تا گرگ مراقب یکدیگر هستند که مستعمرات هر کدام بیشتر نشود. و اگر با هم کنار می آمدند برای حفظ سهم پنجاه درصدی شان بود. بنابراین آنها ملاک وحدت ندارند اگر متحد هم بشوند دلهایشان از هم جداست. ولی اسلام عزیز با شاخصها و ملاک های الهی آمده دلها را به هم مرتبط کرده است. یعنی وحدت روحی و وحدت عاطفی که اساس هر گونه وحدت ظاهری است. این تعبیر بلند قرآن که در سوره آل عمران هست که «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» این پیام را دارد که به ریسمان خداوند چنگ بزنید و متفرق نشوید. بعد نقطه ی مقابلش می فرماید «واذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء» یعنی آن روزی که با هم دشمن بودید و جنگهای خونین صدساله داشتید و لب پرتگاه سقوط بودید که خداوند به برکت اسلام و نبی اکرم شما را نجات داد. پس نقطه مقابل وحدت، آن تفرقه و عداوت روحی است. اما نقطه مقابل آن عداوت روحی، اخوت اسلامی هست. لذا می فرماید «فاصبحتم بنعمته اخوانا» شما را به برکت اسلام، به برکت الطاف خدا، به دست نبی اکرم شما برادر شدید.
همانها که مثل اوس و خزرج جنگهای صدساله داشتند چنان با هم برادر شدند که جلوه های زیبا و کم نظیر را از برادری و محبت که در تاریخ بی سابقه است به نمایش گذاشتند. تاریخ اسلام بسیار از این صحنه ها را حتی در صحنه های جنگ و در آخرین لحظات زندگی مجسم و منعکس کرده است. بنابراین ما باید ببینیم ملاک های آن وحدت قرآنی چیست؟ من در جمعبندی چند مطلب را عرض می کنم که اولا خود قرآن عامل وحدت است ثانیاً و مقدم بر آن نام پروردگار و اصل توحید همانطوری که اعتقاد به وحدانیت خدا هست باعث وحدت کلمه می شود. وقتی انسان یکپارچه دور از هر گونه شرکی زیر تابلو عبودیت خدا و بندگی یکسره حق قرار گرفت سبب می شود که آن وحدت کلمه هم ایجاد شود. پس اول اعتقاد به پروردگار و حبل الله که ظاهر آیه هم همان توحید است. وقتی ما به روایات مراجعه می کنیم می بینیم این حبل الله که توحید است چون باید از صاحبان آدرس این توحید را گرفت می بینیم که گاهی مکتب نورانی اهل بیت(ع) منشا وحدت است. لذا ما معتقد هستیم که غدیر و حادثه غدیر بالاترین عامل وحدت جامعه اسلامی است. اگر ما شرایط را طبیعی ببینیم که طبیعی هم هست، همان حرکت و گامی که علامه امینی برداشت و با شعار وحدت و اینکه غدیر منشا وحدت است یعنی ما به برادران اهل سنت می گوییم که همین غدیری که شما در نوشته های اصلی تان و کتب معتبرتان و منابع اصیل تان سرشار از این حادثه و بیانگر این تاریخ نورانی غدیر است بیایید با هم زیر این پرچم باشیم. زیر پرچم غدیرمتحد شویم و منابع مان هم که کاملا روشن و گواه بر این مطلب است لذا علامه امینی کتاب 11 جلدی غدیر را به عنوان عامل وحدت نوشت لذا هرگز این امرعامل اختلاف نیست. خود وجود مقدس نبی اکرم(ص) در مرحله دوم بعد از اعتقاد به خدا مهمترین عامل وحدت است که همه فرق اسلامی به این بزرگوار معتقدند و بعد از پیامبر(ص) اعتقاد به ائمه معصومین که جلوگاه این اعتقاد همان حادثه غدیر است. اینها عوامل وحدتی است که از قرآن و منابع دینی استخراج می کنیم.
از دیدگاه شما چه آسیبهایی وحدت اسلامی را تهدید می کند؟
عواملی که این وحدت را به هم می زند ما معتقد هستیم گاهی جهالت ها و ناآگاهی ها هست یعنی وقتی انسان ملاک های دینی را ندانست گاهی سر از یکسری حرکتهای تعصب آمیز جاهلی در می آورد البته تعصب و پافشاری روی ارزشهای دینی خودش یک ارزش است. وقتی ما در خطبه سوم نهج البلاغه، خطبه قاصعه، می بینیم امیرالمومنین به سختی با تعصب های جاهلانه مبارزه می کنند و از آن مذمت می کنند ولی دراثناء خطبه می فرماید:ان کان لابد لکم من العصبیه فتعصبوا لمکارم الاخلاق اگر شما ناگریز از تعصب هستید در برابر ارزشهای اخلاقی و آرمانهای دینی پافشاری کنید یعنی با صلابت بایستید که خراشی به آن وارد نشود. ولی تعصب های جاهلی که مبنای عقیدتی ندارد مبنای فکری ندارد مبنای استدلالی ندارد منشا اختلافات فرقه ای و قومی می شود. دوم اینکه ما معتقد هستیم بین فرقه های اسلامی اختلاف مذهبی وجود دارد کما اینکه اختلاف دیدگاه کارشناسان همیشه بوده و هست. آن راه حلی که اولیای الهی و اسلام عزیز برای ما قرار داده است این نیست که از راه پرخاش، از راه دشمنی، ناسزاگویی به جان هم بیفتیم بلکه آن چیزی که مساله را سامان می دهد و دلها و افکار را به هم نزدیک می کند این است که هر گروهی از موضع منطقی و از موضع فکری خودش دفاع جانانه استدلالی بکند. در این عرصه عظیم در این قرون اخیر یکی از چهره هایی که منادی وحدت بود خود امام بودند. امام همه امت اسلام را دائماً و مکرراً دعوت به وحدت اسلامی می کردند اما در عین حال امام افتخارتشان را نسبت به مکتب اهل بیت در وصیتنامه شان ذکر کردند بدون اینکه تعرضی به دیگران داشته باشند و افتخارشان را به قرآن، پیامبر(ص)، به صحیفه فاطمیه، به فقه پربار امام صادق(ع)، به شخصیت بابرکت امام باقر(ع)، به صحیفه سجادیه و به تمام این انوار مقدس و مشعلهای هدایت و چراغهای فروزان تاریخ بشریت یک به یک می شمارند که نسلهای بعدی بدانند این مکتب افتخارتش این است، رهبران این مکتب به این مسائل می بالیدند، بدون اینکه جسارتی به عقاید دیگران بکنند با استدلال و برهان دیگران را دعوت به بحث علمی می کردند. لذا در عین حال که از نظر مبانی فکری اختلاف فرقه ای وجود دارد و کسی هم نمی تواند منکر آن باشد و در عین حال که باید انسان به آن باورهای دینی و پایبندی های خود که مبنای علمی و اسلامی دارد با صلابت و قدرت دفاع بکند ولی برای اینکه دیگران را دعوت به این ارزشها بکند باید آنها را هم با احترام دعوت به اسلام بکند خلاصه اینکه اولاً راه حل را فقط از راه دلیل و برهان و استدلال پی جوی بکند. ثانیاً اینکه به رغم وجود اختلافات مبنایی در فرق اسلامی، اسلام می گوید آنها را در جای خودش با بحث حلش کنید و سعی نمایید به یکدیگر نزدیک شوید ولی همین الان هم که اختلافات دیدگاه وجود دارد شما مسلمانید، همه شما کعبه، پیامبر(ص)، قرآن را قبول دارید بیایید در برابر آن دشمنانی که ذره ای به بقای شما فکر نمی کنند و دائما آرزوی زوال شما را دارند و طبق بیان قرآن (ودوا ما عنتم) رنج شما را می خواهند( قد بدت البغضاء من افواههم) دشمنی از زبانهایشان آشکار است(و ما تخفی صدورهم اکبر) آنچه که در سینه های کفار از دشمنی مخفی شده به مراتب بالاتر از آن هست که به زبان آشکار می کنند در برابر این دشمن پلیدی که جز به نابودی ملت اسلام فکر نمی کند و تا امت اسلام تابع آئین شان نشود راضی نمی شوند، در برابر اینها قد علم کنید وهمه دست به دست هم بدهید. این مبنای اسلام، پیام اسلام است یعنی احترام به عقاید یکدیگر از یکسو، از یک طرف عدم پرخاش، ازسوی دیگراینکه هر کسی از مبانی اش با استدلال دفاع جانانه نماید و اگر در نقطه مقابل انحرافی می بیبند به حکم آیه قرآن «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» بتواند آن اختلافات فرعی و اصلی را حلش نماید.
چگونه است که آموزه های قرآن درباره وحدت در برهه هایی از تاریخ نادیده گرفته شده و ما هنوز هم شاهد نزاع در بخشهایی از جهان اسلام هستیم؟
البته من معتقد هستم تا زمانی که روابط دنیای خارج با اسلام نزدیک نبود و این مرزها نزدیک نشده بود، امت اسلام اختلافات شان در حدی که یکدیگر را ضایع بکنند و ضربات سنگین بزنند کمتر بود. مشکل بیشتر از آن تاریخی شروع شد که استعمارگران خارجی وارد عرصه مبارزه شدند، مرزها به هم نزدیک شد، منافع نامشروع اجانب در تهدید دنیای اسلام قرار گرفت، و اینها نقطه ضعف را این دیدند که از ضعف و جهل و ناآگاهی قشرهایی استفاده بکنند و با اختلافات فرقه ای که امکان حلش با دلیل و برهان کاملا وجود دارد اینها در برابر هم صف آرایی بکنند و آن دشمن مشترک بیاید کنار سفره آماده و منافع نامشروع خودش تاراج بکند و به یغما ببرد، تاحدی که به نتیجه رسیدند این تز و شعارشان که اختلاف بیاندازو سیادت کن را پیاده کنند. لذا نمی شود گفت در طول تاریخ این اختلافات خیلی آسیب رسان بوده است. ما معتقدیم از آن زمانی که پای استعمارگران به دنیای اسلام باز شد سرآغاز و سرفصل گسترش این دشمنی ها شد ولیکن در زمان گذشته در زمان خود ائمه با رهبری عالمانه خیلی از اعضای امت اسلامی که پیرو ائمه بودند و سایه به سایه ایشان حرکت می کردند گاهی با شیوه تقیه، گاهی با بحث های علمی، گاهی با مدارا کردن و محبت، گاهی بار عایت حقوق یکدیگر حل می شد و کنار یکدیگر زندگی می کردند و مشکل حادی نداشتند ولی همان زمان هم حکومت های اموی، مروانی و عباسی گاهی از رهگذر این اختلافات قومی و مذهبی برای اینکه خودشان حکومت کنند جانب یک طرف را می گرفتند و مردم را با آن اختلافات به جان هم می انداختند اما آن هایی که زیر پرچم اهل بیت بودند به جهت آنکه آن بزرگواران رعایت این مسائل را می کردند کمترین حادثه در میانشان پدید می آمد. اینقدر که قلم نویسندگان دلسوز و چهره های ممتاز از عالمان برجسته اسلامی توانسته راهگشا باشد و رفع بعضی از مسائل را بکند هرگز اهانت ها و اختلاف ها نمی تواند مشکلی را حلش بکند بنابراین این پیشگویی و پیش بینی رهبر معظم به عنوان یک خمیرمایه و دست مایه برای تمام مراکز علمی، آموزشی، پژوهشی و انسانهایی که به اعتلای اسلام فکر می کنند، انسانهایی که نمی خواهند استعماگران بر هیچ کشوری مسلط شوند این سپر وحدت و این معیار وحدت عالی ترین عاملی است که می تواند دشمن را زمین گیر کند و دشمن را ناکام ومایوس بکند و امت اسلام را هر چه بیشتر عزتمند و توانمند کند و برای مقابله با دشمن خارجی و حل مشکلات داخلی خودشان آماده نماید. لذا ما الان می بینیم در این جنگهای خونینی که در عراق و افغانستان رخ می دهد مصلحان جامعه دستی ندارند، انسانهای متدین، انسانهایی که پیغمبرشناس، قرآن شناس و تابع این مکتب هستند اینها هرگز این حرکتهای موذیانه ای که توسط خارجیها و عمال داخلی و گول خوردگان داخلی شان انجام می گرفت هیچکدام تایید نمی کنند چون این خلاف قرآن و خلاف منطق دین است که برادرهای اسلامی به جان هم بیافتند و یکدیگر راضایع کنند.
با توجه به اهمیت مساله وحدت اسلامی، چه میزان این مساله توسط عالمان و متفکران اسلامی تبیین شده و در این زمینه کتاب به رشته تحریر در آمده است؟
البته من معتقدم که عالمان روشن بین و متفکر بویژه در این قرون اخیر ترفند دشمن را شناختند و توانستند خیلی معتدل و دور از هر گونه افراط و تفریطی در معنای وحدت خط اصلی را ترسیم کنند یکی از قهرمانان این صحنه را بعد از علامه امینی، شهید بزرگوار علامه مطهری(ره) می دانیم که خوشبختانه این سوژه وحدت در نوشته های ایشان فراوان وجود دارد و من همه عزیزان را به آثار علامه مطهری(ره) ارجاع می دهم که معنای وحدت و راه های تحقق آن را بیابند و هر گونه اختلاف فرقه ای را که آسیب رسان است از طریق این آثار شناسایی کنند بدیهی است که بر فراز تفکر شهید مطهری، سخنان و نوشته های امام فرزانه که استاد ایشان بودند قطعاً مشعل فروزانی است. همچنین رهنمودها و سخنان رهبر معظم انقلاب بسیار کارگشاست که افراد می توانند به سخنرانیها و آثار ایشان رجوع کنند و مرور نمایند و مرز دقیق وحدت اسلامی را به حکم قرآن و منابع دینی بازیابند و بازشناساند.
سازمان تبلیغات اسلامی استان اصفهان، چه برنامه هایی برای تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی برداشته است؟
سازمان تبلیغات اسلامی که افتخار می کند زیر نظر رهبر معظم انقلاب است و با هدایت ایشان انجام وظیفه می کند و میوه شیرین تدبیر امام راحل(ره) است بدیهی است که هر ساله به دنبال نامگذاری که داشتند گامهای خوبی را برداشته است. در سال گذشته که به نام پیامبر بزرگوار بود بیش از 30 حرکت ارزشی را با نام پیامبر بزرگوار انجام داد که البته ادای دین به ساحت مقدس پیامبر(ص) هرگز نیست امسال هم پا به پای این نامگذاری گامهایی را برداشته است از جمله سخنرانیها، توجیه گویندگان، برنامه های اعزام بویژه در برنامه گفتمان دینی و همچنین حرکتهای مکتوبی که داشته است بویژه توانست در ایام سالگرد شهید مطهری نوشته ای را از مجموعه آثار ایشان با همین عنوان «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» تنظیم بکند و این نوشته راهگشا بوده است و مورد تقدیر فرهیختگان و کسانی قرار گرفته است که دغدغه این مسائل را داشته اند امیدواریم در باقیمانده سال هم بتوانیم قدمهایی را برداریم که همین برنامه تفکر دینی هم که در دست اقدام است یکی از جلوه های زیبایی است که با این مشعل فروزان که رهبر معظم روشن کردند حرکت می کند و تلاش می شود موضوعاتی که مطرح می شود تحت عنوان «جوان ایرانی، هویت اسلامی» بتواند گامی در مسیر وحدت اسلامی بردارد.
 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.